تبليغاتX
حــــــــــــــرف های نـــگــفــتــه ...

حــــــــــــــرف های نـــگــفــتــه ...
چــــیز خـــاصــی نیســــت


سلام به همه دوستاي خوبم، اونايي كه اومدن برام نظر گذاشتن و منو تو اين 15 روز تنها نزاشتن . دلم خيلي براي همتون تنگ شده بود . من امتحاناتم خيلي سخت بود . براي همين زياد فرصت نكردم بيام نت . راستي يك تشكر به همه دوستاي عزيزم بدهكارم . اره من تو مسابقه بهترين وبلاگ نايت اسكين برنده شدم . جايزشم پست كردن ولي هنوز به دستم نرسيده.بر خلاف تصورم كه برنده نمي شم  از طرف نايت اسكين يه نظر خصوصي برام اومد و گفت كه برنده شدم.
تو اين 15 روز كه امتحان داشتم مهمونم داشتيم و من از صبح تا عصر كتابخونه درس مي خوندم . امروز كه امتحاناتم تموم شدم مهمونامونم رفتن . شانسو مي بيني ... از صبح تا عصر رو يه تيكه صندلي چوبي مي نسشتم درس مي خوندم و نهارم كه خبري نبود ( آخه غذا بيرون دوست ندارم وخصوصاً ساندويچ ) و فقط سيب زميني سرخ كرده مي خوردم  و نمي شد با خودم غذا ببرم . عصر كه مي خواستم بيام خونه كمرم مثل چوب شده بود . عصرم كه تا پام مي رسيد خونه تا بوق سگ مهمون داري مي كرديم .كه هر چي خونده بودم يادم مي رفت.  من موندم مردم خونه زندگي ندارن هي مي رن مهموني . بجاي اينكه كه مهمونو دعوت كنن خونشون ، مي يان خونه ما ديدنشون .



پاورقي...
1- اصلا نتونستم تا 15 صبر كنم ... امروز 13
2- عدد 13 زياد هم نحس نيست، چون امروز امتحانمو خوب دادم
3- اونايي كه خواستن بهشون راي بدم رو چشمم انجام مي شود
4- سكوت از هر آوازي خوش آهنگ تر است
5- خيلي دلم براتون تنگ شده بود

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387 17:30 توسط بی نام |


سلام
مي دونم برنده نمي شم ولي يه تجربه خوبي بود. ديروز داشتم فكر مي كردم حالا كه برنده نشدم و نه فشارخون سنج و ترازو ديجيتالي برنده نشدم مي تونم با يه كار ديگه خرج دانشگاهمو در بيارم . اسپند دود كردن خوبه ديگه .هم كلاس داره هم درامدش بد نيست. از حمايت صميمانه و خير خواهانه همه و دلسوزي همه باز هم ممنون و اين باخت رو به خودم تسليت مي گم . ولي اينو واقعا راست مي گم خوشحالم كه با اينكه تو اين مسابقه برنده نمي شم ولي دوستاي زيادي با افكار مختلف و ديدگاه مختلف پيدا كردم . جايزه هيچ ارزشي نداره و ممكنه از بين بره ولي اين دوستي هاست كه مي مونه. و از طرف خودم به كساني كه تو اين مسابقه برنده شدن تبريك مي گم و اميدوارم كه در تمام مراحل زندگيش برنده بشه و 100% لياقت اين جايزه رو داشتن .
امتحاناتم شروع شده يعني يه چند روزي مونده تا شروع بشه. نمي دونين من چي مي كشم. خاله هام اومدن ايران . از ساعت 8 صبح تا ساعت 12 شب يك سره مهمون داريم . اصلا وقت نمي كنم درس بخونم دارم ديونه مي شم ولي بدم نشد ها يه عالمه سوغاتي گيرم اومد دل هموتن بسوزه ... خواهرم هم گذاشته رفته . بيشتر كار ها افتاده رو دوش من بيچاره. همه شاهدين خودشون نمي زارن من درس بخونم . كي بدش مي ياد بگه دختر من مهندسه . من مي خواهم درس بخونم اينا هي سنگ مي ندازن جلوي پاي من، تا بعد از امتحانات حالا در به در دنبال استاد ها بگردم. خــــــــــدا مي بيني من چي مي كشم از دست اين خانواده. كار كه ازم مي كشن، درس كه نمي زارن بخونم، شهريه دانشگاهمم خودم بايد در بيارم،حالا اين چندرغاز ژول تو جيبي كه هم مي دن مستقيم مي ره تو حلقوم مخابرات. پول اين دوره زمونه هم بي ارزش شده .اصلا نمي بينيش حتي لمسشم نمي كني . از بانك كه گرفتي غيب مي شه .
اينترنت خونم كم شده بود. داشت كم كم خوابم مي برد . اصلا نمي تونستم درس بخونم . گفتم بيام يكم تزريق كنم جون بگيرم بتونم بشينم درس بخونم وگرنه از نعشگي خوابم مي برد.



پاورقي...
1- تا 15 تير آپ نمي كنم . اصرار نكنيد. امتحان دارم .
2- من برم درس بخونم ديگه .
3- درسته آپ نمي كنم ولي به همه سر مي زنم .
4- قول نمي دم ولي سعي خودمو مي كنم .

+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 8:40 توسط بی نام |


یک داستان واقعی از یک عشق واقعی ... توصیه می شود حتما دانلود کنید با لینک دانلود مستقیم
آهنگ زیبای 6kal و rosva بنام آخرين قرار
حتما دانلود کنید



برای دانلود آهنگ روی دانلود  کلیک کنید

پاورقی...
اگه برای دانلود به مشکل بر خوردین خبرم کنید راهنمایی کنم

+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387 13:0 توسط بی نام


سلام سلام
قبل از همه چیز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی بزرگ جهان اسلام را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنم . 10 روز دیگه تا پایان مسابقه بهترین وبلاگ نایت اسکین بیشتر نمونده و با اینکه میدونم رای نمی یارم بازم از مهربانی همتون ممنون. از اینکه لطف کردین و با تهدید های مکرر و پیشنهاد های زیر میزی من به وبلاگ من رای دادین. آخه می دونین چیه ؟؟؟ در خاندان ما رسمه هر یک از افراد خاندان هر 25 سال یک بار شانس پیدا می کنن نمونه بارز این افراد دختر دایی بنده که 100% این مطلب می خونه. بعد از 25 سال که از خدا عمر گرفته و با این همه حساب بانکی های مختلف ، از مسابقه پیاده روی خانواده با اینکه شرکت نکرد و فقط اسمش را نوشته بود( اونم مامانش نوشته بود ) و اون روز در خواب ناز غلط می زد یک دوچرخه برنده شد . مارو باش می خواستیم این قانون بشکنیم و در 20 سالگی شانس خودمونو امتحان کنیم و انگاری جواب نمی ده و 5 سال دیگه باید صبر کنم . خوب اینا چرا نمی فهمن که من خواهر زاده ایوب نیستم . به هر حال باز هم از مهربانی همه ممنون ...
به خودم قول دادم که امسال در مسابقه خر دوانی* شرکت کنم و در کنکور کارشناسی قبول بشم و معدل این ترم دانشگاه هم بالا بشه ( خوب آرزو بر جوانان عیب نیست ).
این چند روز که در فرجه های امتحانات قرار دارم با یکی از دوستام که برای فرجه ها اومده بود خونه ،کل شهر چرخیدیم و درآمد ذرت مکزیکی ها و ایس پک ها به صورت تصاعدی بالا رفت .
چند روز پیش مامانم می گفت: خدایی نکرده نگاهی به کتاب و جزوه هاتم می ندازی ... گفتم اره ... که دوباره مامانم گفت بلا به دور... ( فرزند تنبل داشتن هم همین مشکلات رو داره).



پاورقی ...
1- چرا کسی برای من انگیزه ایجاد نمی کنه که برم درسمو بخونم ...
2- لینک رای گیری برای آخرین بار می زارم http://night-skin.com/topblog/
3- می دونم خیلی حرف می زنم
4- ازدواج ، بن بست مقدس
5- آرام ، بشتاب
توضیحات...
* مسابقات خردوانی = خر زدن یا درس خواندن بیش از حد.

+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387 12:0 توسط بی نام |


این روز ها کلی آدم با سواد از دانشگاه آزاد فارق تحصیل می شن نمونه بارز این افراد با سواد دوستان این بنده هستند . چند روز پیش بچه ها تو خوابگاه داشتند اسم و فامیلا بازی می کردند . نوبت حرف (ع) بوده که همه بچه ها توش گیر کرده بودند و نمی دونستند میوه و اشیاء با (ع) چی می شه ؟ که یه دفعه یکی از بچه ها می گه من میوه و اشیاء رو نوشتم ولی باید بازی استپ کنید تا من بگم . بازی که متوقف می شه خانم با سواد و مهندس جامعه بر می گرده می گه میوه با (ع) می شه <<< عنگور >>> که همه بچه ها از خنده منفجر می شن ... تازه با چه اعتماد به نفسی داشتن از بازی فیلم هم می گرفتن ... خلاصه نوبت به اشیاء می رسه خانم باسواد و تحصیلکرده جامعه میگه <<< عنبر >>> بچه ها می گن عنبر چیه ؟؟؟ می گه همینی که باهاش زغال بر می دارن می زارن رو آتیش ... که بچه ها دوباره منفجر می شن از خنده ...چه جامعه ایی بشه این ایران ... چه کشور آبادی بشه ایران ...
چند روز پیش داشتم تو پیاده رو راه می رفتم که دیدم رو شیشه یه دفتر فروش بلیط هواپیما نوشته <<<بلیت>>>اومدم به مامانم گفتم تو مدرسه که بودیم اگه بلیط با این -ت- می نوشتم غلط املایی می گرفتن ، مامانم می گه با هر دوتا - ت ط - درسته . گفتم از ما که غلط املایی می گرفتنن بعدم می گفتن از رو درس دهقان فدارکار قطار بلیط 10 بار بنویسید ... حالا هر کی دلش خواست هر جور که عشقش کشید می نویسه ...
یکی از دوستام رشته معماری می خونه می گم این چه شکله خونه کجوکله ای که کشیدی می گه سبک جدید معماری ... همین کار ها رو می کنن تا زلزله می یاد خونه های مردم خراب می شه ...



پاورقی...
1- بازم میگم تا 28 خرداد برای رای دادن وقت دارین ...
2- اینم لینک رای گیری http://night-skin.com/topblog/
3- آدم فقط یک بار می میرد ، آن هم مدتی طولانی
4- تاکسی : وسیله ای که وقتی لازم داری نیست
5- پایگاه اصلی رپ بندرعباس ( کلیک کنید )
 

+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387 14:13 توسط بی نام |


سلام بچه ها؟؟؟؟ خوبین ؟؟؟؟ من چقدر زود نگران شما ها می شم ؟؟؟؟
ممنون از حمایتتون، از تمامی کسانی که به من رای دادن ممنون، اونایی هم که رای ندادن حتما دلشون نخواسته دیگه ... زورکی نیست که . هر کس عشقش کشید رای می ده هر کسم دلش نخواست رای نمی ده ... بایدی که نیست . ولی به دلیل هزینه بالای شهریه دانشگاه من می تونستم با این دستگاه فشار خون یا ترازو دیجیتالی هزینه دانشگاهمو تامین کنم . قول می دم اگه دستگاه فشار خون برنده شدم مجانی فشار خون هموتونو یه بار بگیرم ( به دلیل بالا بودن ویزیت دکتر ) یا اگه ترازو دیجیتالی برنده شدم، یه دور همتونو مجانی وزن کنم . راستی به دلیل حساسیت بالای ترازو از وزن کردن افراد خیلی چاق معذورم .
یکی از دوستام سوتی داد ... تو کلاس بودیم همه داشتن حرف می زدن خانم داشت درس می خوند . کلاس خیلی شلوغ بود . اعصابش خورد شد گفت ساکت شین ، هر کی حرف بزنه قلم پاشو میشکنم ... ما هرچی فکر کردیم به رابطه خورد شدن قلم پا با زبون پی نبردیم ... فقط تنها شانسی آورد که اون لحظه هیچ پسری تو کلاس نبود . راستی شما می دونین قلم پا با زبون چه جوری در ارتباطن ؟؟؟



پاورقی...
1- من لینک رای گیری دوباره می زارم ( رای بدین دیگه )
2- اگه رای ندین قلم پاتونو می شکنم
3- http://night-skin.com/topblog/
4- این هم لینک سایت پایگاه اصلی رپ بندرعباس http://www.web.rapbnd.com/
5- باز هم از مهربانی همه ممنون ...
6- تا 28 خرداد وقت دارین ... شاید نظرتون عوض بشه رای بدین

+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387 2:0 توسط بی نام |


سلام بچه ها خوبین ؟؟؟ حالتون خوبه ؟؟؟
امروز صبح بود که من تو رختخوابم داشتم با ایرانسل نظرات وبلاگمو چک می کردم و اصلا قصد آپ کردن وبلاگمو نداشتم که یهو دیدم از طرف سایت نایت اسکین به مسابقه بهترین وبلاگ دعوت شدم که مانند فنر از جا پریدم . الان دارم این پست برای شما دوستان گرامی میزارم ...بخدا می دونم که تمام وبلاگم چرت و پرت هایی بیش نیست ولی خوب دوستان گرامی من، شما اگه لطف و محبتی کنید و به لینکی که براتون گذاشتم برید و به وبلاگ من که شرسار از تهی است رای بدید واقعا ممنون می شم ... جبران می کنم ... قولی می دم ... جدی می گم ... یه شیرینی حسابی پیش من دارید . اگه دوست دارید به بقیه هم معرفی کنید که اونا هم برن و رای بدن . ثواب داره . من با این همه بیچارگی یه دلخوشی گیرم اومده . اونو از من محروم نکنید . دل دانشجویی رو شاد می کنید . هنوز یکم دستم درد می کنه ( احساس ترحم نسبت به من ) ... می دونم که شما خیلی خیلی خیلی خیلی مهربانید و خیلی نسبت به چرت وپرت های این دفتر چرک نویس من لطف دارید و همین نظراتونم از سرم زیاده ولی بازم با رای دادن هاتون منو شرمنده کنید .. از خجالتتون در می یایم ...

 




پاورقی ...
1- می دونستین خیلی دوستتون دارم
2- اگه رای دادین یه نظرم اینجا بزارید تا من از لطف شما خبر دار بشم دوست عزیز
3- http://night-skin.com/topblog/ اینم لینک مورد نظر
4- (حـــــــــــــرف های نگفته)
5 - تا توانی دلی بدست آور ... دل شکستن هنر نمی باشد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387 10:37 توسط بی نام |


دوباره نزدیک امتحانت من شد و دوباره خاله بازی مامانم اینا شروع شد ، من نمی دونم چرا دقیقا موقع امتحاناتم اینا یاد مهمونی رفتن و مهمونی دادن و مهمونی گرفتن چه می دونم چیزی که توش مهمونه افتادن . امروز صبح رفتم بازار خرید.قرار بود با مامانم برم. همین که حاضر شدم دیدم مامانم نشسته پای چت داره با خالم چت می کنه وب داده و داره حرف می زنه اونم بلند بلند که صداش تا 4 خونه اونور تر می رفت . به من می گه خودت تنهایی برو خرید . لیست نوشتم رو میز پولم گذاشتم کنارش . بهش می گم مامان خانم شما راحتین؟؟؟ چون هدفن گذاشته دیگه اصلا صدای منو نمی شنوید یا خودشو زده کوچه علی چپ اینا . خلاصه من تنهایی رفتم خرید و چند تا از پسرای دانشگاه که خودمو براشون می گرفتم در ورودی بازار منو دیدن . دیدن که دیدن .مگه خودشون خرید نمی کنن . خلاصه سر تونو درد نیارم تا آخر امتحانات من این مهمون بازی ها در خانه ما ادامه دارد. یادمه ترم قبل یکی از پسرای کلاسمون اومد در خونمون ازم جزوه بگیره .تا اومد از ماشین پیاده شه بهش گفتم پیاده نشو . نشستم تو ماشینش گفتم بی زخمت منو تا بازار برسون مهمون داریم می خواهم خرید کنم . اون بیچاره هم منو رسوند .گفت می خواهی وایسم تا کارت تموم شه . گفتم نه ممکنه خریدم طول بکشه .
راستی این دفعه رو راست می گم، شاید تا دو هفته دیگه آن لاین نشم و آپ نکنم ولی شاید روزی چند دقیقه آنلاین بشم و نظرات گرم و صمیمانه شما رو بخونم .قول می دم حتما به وبلاگاتون سر بزنم و براتون نظر بزارم.
می دونین دیروز داشتم فکر می کردم که من چه وقت به آرزو هام می رسم و به زبان الکترونیکی کی اشباع می شم یعنی کی به شارژ کامل می رسم و کی دشارژ می شم .داشتم فکر می کردم که اگه کسی الان وارد زندگی من بشه مثل یک نویز می مونه مثل یک سیگنال ناخواسته مثل یک اعوجاج که باعث می شه که پاسخ فرکانسی ما دچار مشکل بشه برای همین تصمیم گرفتم برای قلبم از یک فیلتر قوی استفاده کنم که از عبور سیگنال های ناخواسته جلوگیری کنه . از یک فیلتر LC ...



پاورقی ...
1- دستم بهتر شده ... ممنون از مهربانی همه
2- این حرف های آخرم همش الکترونیکی بود ، درس سیستم های مخابراتی
3- زیاد جدی نگیرین درسم زیاد خوب نیست فقط همینا رو بلدم
4- مادر دوستم مریض، دکتر ها جوابش کردن ،سر نماز براش دعا کنید
5- سیگنال ناخواسته ها التماس نکنید ... جاده در دست تعمیر است
 

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387 1:20 توسط بی نام |